stayhhome

مقاله نویسی با موضوع « حضور اجتماعی زنان در اسلام با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری»

 

این مقاله ، هنوز کامل نیست. 

همچنین ، برای استفاده همگانی نیست. این مطلب برای کمک بنده به یکی از دانشجویان بود که نخواست و بهانه آورد. بقول خودش دست من حرامه! حالا چرا آنهمه تماس خصوصی با حرامی میگیره ؟ نمی دانم. 

سرکاری شدم. 

خودش که استفاده نکرد و دلم رنجاند. حداقل شما استفاده ببرید. شاید هم استفاده کرده!!! هیچ بعید نیست! 

کمی به تکمیل مانده ولی دیگر فایده نداره ، شد حکایت معلم آینده با تصویر مداد! ایهام و استعاره و غیره و ذلک را برایش نوشتم ولی...... 

حیفم آمد که بقیه بدون بهره بمانند. 

در صورتیکه وقت و هزینه لازمه را داشته باشم به موضوعات می پردازم.

 

مطلب را در مقدمه که هنوز تکمیل کامل نشده طوری نوشتم که نتیجه گیری نخواهد ولی حیف...... 

خیلی ناراحت شدم . 

همچنین یکی لطف کرده کامنت گذاشته که من............. می نویسم.

مقاله کامل نیست!!! چون نخواست و دیگر ننوشتم و پشت دستم داغ می‌کنم که دیگر کمک حال نباشم.

 

اشکان ارشادی 

چگونه مقاله ای با عنوان : حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب، بنویسم؟؟؟ 

 

۱. اگر مقاله شما تایپی بر روی کاغذ است و باید جزوه-مقاله تحویل دهید!!! برگ اول کاملا سفید باشد. غیر ازین باید کاوری از کاورهای word را تنظیم کنید و اول فایل بگذارید. کلا جلد باید تهیه شود. سعی کنید جلدی را که طراحی می کنید با عنوان مقاله همخوانی رنگ و بصری داشته باشد. 

۲.جلد را تهیه کنید و بر روی آن عنوان مقاله را بهمراه نام خود و استاد و دانشگاه مربوطه بنویسید ولی جزئیات را ننویسید یعنی اینگونه : 

مقاله و تحقیق دانشجویی ( با فونت کوچک و متوسط )

عنوان ( عنوان مربوطه را با فونت درشت بنویسید. )

محقق - دانشجو و نویسنده : (نام خودتان را کامل با دنبالچه فامیلی بنویسید. ) در ادامه بنویسید دانشجوی رشته‌ی  ................ سپس زیر آن نام دانشگاه را بصورت کامل بنویسید .

 

پس چنین می شود : (بفرض مثال )


 

 

مقاله و تحقیق دانشجویی 

 

حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب 

 

محقق - دانشجو : اشکان ارشادی  دانشجوی دکترای ادبیات بین‌الملل 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه 

 

(چنانچه عناوین اضافه نیازمند بود باید وارد گردد مثلا :

بتصحیح مشاور ارشد : فلانی

 به انضمام متن تکمیلی 

حواشی و تعلقات و.... ) ، اینرا باید از استاد مربوطه پرسید و اعمال کرد. 


​​​​​ 

پس از اینکه جلد را تکمیل کردید اینها را انجام دهید. 

 

صفحه اول را چنین تنظیم کنید : 

دو اینتر بزنید و سپس بنویسید : بسم الله الرحمن الرحیم 

بقیه صفحه سفید و بدون نوشته باشد. 

بسم الله الرحمن الرحیم را وسط کاغذ یا فایل word بنویسید یعنی وسط چین کنید. 

۳. اگر دفتری بود ( یعنی جزوه-مقاله روی کاغذ A4  آچار یا آ چهار ) پشت صفحه بسم الله الرحمن الرحیم نیز سفید باشد. اگر فایل word هست پس بعداز صفحه بسم الله الرحمن الرحیم در وسط صفحه عنوان مقاله را بنویسید. 

سپس نام خودتان را با فونت کوچکتر بنویسید. چون مقاله هست نیازی به نوشتن مشخصات تکمیلی در پشت همین صفحه نیست پس چون تألیف نیست زیر همین عنوان مقاله ، بهمان صورت جلد نام خود و دانشگاه و همچنین نام استاد را بنویسید. 

پس چنین می شود : 

 

حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب

 

محقق دانشجو : اشکان ارشادی دانشجوی دکترای ادبیات ملل 

دانشجوی ترم اول واحد ارومیه 

استاد (یا استادیار ): دکتر .........

 

اصولا مقاله فهرست بندی نمی خواهد ولی اغلب اساتید فهرست بندی شده می خواهند پس صفحات بعدی را شماره بندی کنید و فهرست تهیه و تنظیم کنید. 

مقاله با تحقیق و تألیف متفاوت است ولی اکنون همه را مثل هم فرض می کنند و شما ناگزیر هستید که انجام دهید.

اگر کاغذی بود بازهم پشت برگه سفید باشد ولی اگر فایل بود از صفحه بعدی شروع به نوشتن کنید. 

 

اکنون چون مقاله هست نه پایان نامه یا دفاع جمله‌ی زیر را عینا کپی -پیس کنید. دقیقا در وسط صفحه باشد. 

 

توجه کنید که ساده نویسی می‌کنم وگرنه نوع قلم من متفاوت است. 


 

مقدمه به انضمام طرح موضوع تحقیق و بررسی اولیه و بیان اهداف 

 

بنام خداوند منان 

خدا را شاکرم که در مقام کوچک دانشجوی ترم اول در رشته ( رشته خود را قید کنید!!! ) شایستهٔ این شدم تا مقاله ای در مورد « حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب» با تکیه و توجه بر بیانات رهبر معظم انقلاب بنویسم و امیدوارم که بتوانم ازین مهم برآیم. چون اکنون نگاشتن مقاله بر ریشه قل هست پس بیشتر از گفت ( فرمایشات ) بهره می جویم و بیشتر نیز به فرمایشات مکتوب رجوع می‌کنم و از مسموعات متفرقه پرهیز می‌کنم.اگرچه همه‌ی اقوال ایشان معتبرست ولی تماما سعی برین دارم تا از منبعی مطمئن جویا شوم و از اقوال رسمی بیشتر بهره می جویم و از بیاناتی که در جمع دوستانه و دیداری بیان شده ، مثل دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان در گفتگویی صمیمانه ، پرهیز می‌کنم. باشد که در پایان توانسته باشم که ضمن بهره جویی ، مجملی را از بیانات فراهم آورم که گویای معنای واضح عنوان باشد و مطالعهٔ این کوتاه-نوشت اینجانب برای همگان مفید به فایده باشد. همچنین برای هر نوع کوتاهی از همین ابتدا عذر می خواهم و انتظار دارم که عذر بنده را عذر بدتر از گناه نپندارند چون اول آنکه علم من به این موضوعات اندکست. دوم آنکه سن بنده به قامت سخنان و بیانات ایشان قد نمی دهد. سوم آنکه این کاریست بسیار بزرگتر از آنچه که می پندارید و دانشجوی حقیر ( نام خود را بنویسید مثلا اشکان ارشادی )(از آوردن لقب یا رتبه ، خودداری کنید!!! مثلا ننویسید: کارشناس ارشد اشکان ارشادی ) تنها به اندازه خود می تواند تتبعی کند. و از فرمایشات تا آنجا که گنجایش ذهن داشته باشد استفاده نماید. ناگفته نماند که دانشجوی حقیر ( لازم نیست که دیگر نام خود ذکر کنید و تنها یک کاما و سپس بقیه جمله ! ) نمی تواند نتیجه گیری کند و اصولا نتیجه گیری و ارائه نتیجه تخصص لازمه را می طلبد و بیانات مقام معظم رهبری بیشتر باید در عمل ، به فعل و فعلیت برسد. معهذا با همه‌ی آنچه که باید لحاظ شود ولی این مهم را باید در زبان نوشتار بصورت مقاله ای تحقیقی محقق کنم پس ضمن بهره‌گیری از مشاوره با اساتید ، از خانواده و آشنایان نیز مشاوره و مشورت صورت گرفت که دین مبارک اسلام نیز بر مشورت تأکید فراوان داشته و دارد. ابتدا بر زعم خودمان بیانات را به دوره تقسیم کردیم : 

۱. دوره ریاست جمهوری مقام رهبری 

۲. دوره رهبری ایشان تا یوم الهذا 

ولی بعد به این نتیجه حاصل کردیم که شاید این تقسیمبندی درست نباشد یا مورد تأیید واقع نگیرد و استحقاق رجوع نباشد و همچنین از عنوان به وضوح پیداست که باید بیانات رهبری یعنی بیانهایی که در زمان مقام رهبری فرمایش کردند تحقیق را استوار کنیم . ولی با کمی مشورت بیشتر و دقیقتر شدن در بیانات به این جملات از مقام رهبری در بیانتشان توجه کردیم که مثلا در بیانی آورده : من قبلا هم گفته بودم!!! 

گرچه باید به مکان و زمان را نیز جویا شویم که مثلا : در کدام خطبه از خطبه‌های نماز جمعه ؟ در کدام دیدار رسمی و سخنرانی ؟ در کدام جلسه ؟ و غیره. ولی این از عهده خارج است و نیروی جمعی می طلبد. 

به هرصورت قرار بر این شد که ملاک بیانات در مقام رهبری ، مورد تحقیق این مقاله باشد و هرجا لازم شد به فرازهایی از دیگر برحه ها و فرموده های ایشان بیاوریم که تکمیل کننده مطلب باشد و حق مطلب را بنوعی ادا کرده باشیم آنهم در حد بضاعت خود.

پس این مقاله را بصورت اجمالی ارائه می دهم و چنانچه شرایط مهیا گشت بصورت اجماعی و مبسوط به این مهم با توجهات بیشتر خواهم پرداخت. 

در ذیل این عنوان ، عنوانی دیگر مطرح گشته و باید گامها و اهداف قبلی یا آینده را تجسس و تفحص و تتبع و تعیین و تحقیق کرد تا به محقق شدن نزدیک گردد. دو گام مطرح گشته‌است که فعلا دو گام را بصورت تیروار می آوریم: 

۱. حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام اول انقلاب

۲. حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب

 

همچنین گام دوم انقلاب با توجه به عنوان مقاله باید صورت تحقیق قرار گیرد. ولی تعریف گام دوم ابتدای امر از اهم مهمات است.

 

احتمالا و احتمالا گام اول انقلاب چهل ساله اول بوده که دو رهبر را در خود داشته و تا نیمه دولت یازدهم ادامه داشته است. بعبارت صحیحتری از ابتدای انقلاب ۵۷ در ۲۲ بهمن ماه تا نیمه ریاست جمهوری حسن روحانی که اکنون دیگر به پایان دوره خود نزدیک است می باشد. هم اکنون ۴۴ سال از انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی می گذرد و مقام رهبری (خامنه‌ای) نیز از سال ۶۸ تا اکنون (1399 خورشیدی ) عهده دار این مقام بوده‌است. پس برای بررسی یا هرگونه تحلیل و نتیجه در گام دوم تنها چهار سال تجربه داریم  ولی می توانیم در مورد گام اول بحث و تجربه و تحلیل کنیم. همچنین باید نقش حضور زنان را قبل از انقلاب نیز متصور شویم و تعریفی هم از حضور داشته باشیم. اصلا حضور زنان در جامعه اسلامی دقیقا به چه معناست ؟ حضور ، می تواند معانی مختلفی را در عصر کنونی داشته باشد. حضور امروزین دیگر بمانند گذشته نیست و حتی خانمهای خانه دار با انواع سطح فکر و یا پوشش در پای صندوق‌های رای حاضر می شوند و این نیز حاضر شدن نیز ، حضور تلقی می شود. 

 

اشکان ارشادی دانشجوی دکترای ادبیات بین‌الملل واحد ارومیه 

تاریخ ارجاع و تحقیق : ۶ مردادماه ۱۳۹۹ 

امضا 

توجه : نام و تاریخ خودتان بزنید!!! 

این قسمت ادامه داره، و فعلا بخوانش ببین کامله ؟؟ 

 



در صفحه سفید وسط صفحه بنویسید :  یک صفحه سفید و سپس : 

 

 

با توجه به عنوان اصلی و دو گام دیگر به موضوع اصلی مقاله می پردازیم 

عنوان اصلی : حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب 

بهمراه دو گام در مدخل عنوان اصلی موضوع تحقیق 

 

۱. حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام اول انقلاب

 

۲. حضور اجتماعی زنان در تاریخ اسلام و ابعاد مختلف ان در گام دوم انقلاب

 

سپس به دیگر قسمت‌های موضوع مقال بصورت اجمال می پردازیم 

 


پشت این برگ سفید ، ولی اگر فایل است از صفحه بعدی شروع می کنیم. 


 

قبل از آنکه هرگونه هدف معین کنیم یا استنتاجی داشته بهترست که از بیانات مقام رهبری ، جرعه جرعه ای به نوش سمع بسپاریم یا در سطوری از منظر بگذارنیم تا بتوانیم حداقل درکی از داشته باشیم و بتوانیم استنتاجی داشته باشیم. از آنجا بیانات نیز زیاده فرموده شده، پس باید بصورت منتخب از آنان گلچین کنیم. فلذا گلچینی را ارائه می دهیم. 

 

حضور زن از نگاه و بیان مقام رهبری 

حضور اجتماعی زن در نگاه اسلام

 انقلاب میدان را برای فعالیت زنان باز کرد

نقش زنان در انقلاب زیاد بوده است. پس از پیروزی انقلاب تا امروز هم واقعاً بانوان کشور در همه صحنه‌ها خیلی نقش داشتند و این حادثه خیلی بزرگ و شگفت‌آوری است. تصوّر من این است که بانوان در دوره پیش از انقلاب و در دوره آن رژیم، مورد ستم سیاسی و فرهنگی بودند؛ بیش از آنچه که در بعضی از خانواده‌ها ممکن بود مورد ستم قرار گیرند. به جای نقش آفرینی، آنها را به بیکارگی و به ابتذال سوق میدادند. انقلاب حقیقتاً میدانی باز کرد و خانمها بیش از آقایان در این قضیه فعالیت و حماسه خلق کردند. ۱۳۷۷/۱۱/۱۳

 

* منطق اسلام درباره فعّالیتهای اجتماعی زن این است...

[عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی] اعم از فعّالیت اقتصادی، فعّالیت سیاسی، فعّالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه‌ی میدانهای زندگی در صحن جامعه [است]. در این‌جا میان مرد و زن در اجازه‌ی فعّالیتهای متنوّع در همه‌ی میدانها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. اگر کسی بگوید مرد میتواند درس بخواند، زن نمیتواند؛ مرد میتواند درس بگوید، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعالیت اقتصادی انجام دهد، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعّالیت سیاسی کند، زن نمیتواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همه‌ی این فعّالیتهای مربوط به جامعه‌ی بشری و فعّالیتهای زندگی، زن و مرد دارای اجازه‌ی مشترک و همسان هستند. البته بعضی از کارها هست که باب زنان نیست؛ چون با ترکیب جسمانی آنها تطبیق نمیکند. بعضی از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقی و جسمی آنها تطبیق نمیکند. این موضوع ربطی به این ندارد که زن میتواند در میدان فعّالیتهای اجتماعی باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینه‌های اقتضای این کار است. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

 

* زن و مرد هر دو مسؤولیت اجتماعی بر دوش دارند

[در عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی و سیاسی و علمی و فعّالیتهای گوناگون] زنِ مسلمان مثل مردِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضای زمان است، آن خلأیی را که احساس میکند، آن وظیفه‌ای را که بر دوش خود حس میکند، انجام دهد. چنانچه دختری مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادی کند، یا در رشته‌های علمی کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهای سیاسی وارد شود، یا روزنامه‌نگار شود، برای او میدانها باز است. به شرط رعایت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه‌ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همه‌ی آثار اسلامی است که در این زمینه‌ها وجود دارد و همه‌ی تکالیف اسلامی است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسؤولیت اجتماعی برخوردار میکند. این‌که میفرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه‌ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه‌ی مسائلی که در دنیا میگذرد، احساس مسؤولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه‌ی اسلامی است. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

 

* کارِ خانه، خانواده و مادری جایگزین ندارد

بنده با انواع مشارکتهای اجتماعی موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادی باشد، چه از نوع اشتغالات سیاسی و اجتماعی و فعالیتهای خیرخواهانه و از این قبیل باشد؛ اینها هم خوب است. زنها نصف جامعه‌اند و خیلی خوب است که اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینه‌ی اینگونه مسائل استفاده کنیم؛ منتها دو سه تا اصل را باید ندیده نگرفت. یک اصل این است که این کار اساسی را - که کارِ خانه و خانواده و همسر و کدبانوئی و مادری است - تحت‌الشعاع قرار ندهد. میشود هم. به نظرم میرسد مواردی داشتیم که خانمهائی اینطور عمل میکردند. البته یک قدری به آنها سخت میگذرد؛ هم درس خواندند، هم درس دادند، هم خانه‌داری کردند، بچه آوردند، بزرگ کردند، تربیت کردند. پس ما با آن اشتغال و مشارکتی کاملاً موافق هستیم که به این قضیه‌ی اصلی ضربه و صدمه نزند؛ چون این جایگزین ندارد. شما اگر بچه‌ی خودتان را در خانه تربیت نکردید، یا اگر بچه نیاوردید، یا اگر تارهای فوق‌العاده ظریف عواطف او را - که از نخهای ابریشم ظریف‌تر است - با سرانگشتان خودتان باز نکردید تا دچار عقده‌ی [عاطفی] نشود، هیچ کس دیگر نمیتواند این کار را بکند... دومین مسئله، مسئله‌ی محرم و نامحرم است. مسئله‌ی محرم و نامحرم در اسلام جدی است. ۱۳۹۰/۱۰/۱۴

 

* فعّالیت اجتماعی منافاتی با خانه‌داری و همسرداری ندارد

بعضی افراط میکنند، بعضی تفریط میکنند. بعضی میگویند چون فعّالیت اجتماعی اجازه نمیدهد به خانه و شوهر و فرزند برسیم، پس فعّالیت اجتماعی نباید بکنیم. بعضی میگویند چون خانه و شوهر و فرزند، اجازه نمیدهد فعّالیت اجتماعی بکنیم، پس شوهر و فرزند را باید رها کنیم. هر دو غلط است. نه این را به خاطر آن، نه آن را به‌خاطر این، نباید از دست داد. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

* میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معیّن شده است

[در عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی] اسلام حدودی را معیّن کرده است که این حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او برای فعّالیت نیست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روی این مسأله حسّاسیت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا -در خیابان، در اداره، در تجارتخانه- داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معیّن شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست. این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند و هم زن باید رعایت کند. اگر این حسّاسیتِ اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعایت شود، همه‌ی کارهایی که مردان میتوانند در عرصه‌ی اجتماعی انجام دهند، زنان هم -اگر قدرت جسمانی و شوق و فرصتش را داشته باشند- میتوانند انجام دهند... برای این‌که محیط سالم و دارای امنیت باشد؛ زن بتواند کار خود را در جامعه انجام دهد، مرد هم بتواند مسؤولیتهای خود را انجام دهد، اسلام حجاب را معیّن کرده است که این حجاب، یکی از آن احکام برجسته‌ی اسلام است.

۱۳۷۵/۱۲/۲۰


 

نوشته تا هرکجا ادامه داشت. صفحه بعدش سفید!!!


در صفحه قبلی یک صفحه سفید و سپس از اواسط صفحه شروع می کنیم : 

 

 

 

 

مقام رهبری در جمع بانوان یک سخنرانی ایراد کرده‌اند که بذل توجه ما را به سوی خود می کشاند. عینا آن سخنرانی را می آوریم : 

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 

اولا به خانمها خوشامد عرض میکنم، و تبریک عرض میکنم میلاد مسعود فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را، و هفته‌ی زن و روز تکریم مادر را. همان‌طور که فرمودند،(۱) اقتران این مناسبت اجتماعی و مهمّ کشور با ولادت فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) - بخصوص امسال که دوبار در اوّل و آخر سال مردم ما به یاد آن بزرگوار می‌افتند و مجالسی برپا میکنند - یک فرصتی است برای فهمیدن و رهنمود گرفتن از زندگی آن بزرگوار.

 

 اولا مقامات معنوی فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) در شمار برترین مقامات معنوی آحاد معدودی از بشریّت است. ایشان معصومند؛ عصمت، ویژه‌ی معدودی از برگزیدگان الهی در میان آحاد بشر است؛ و این بزرگوار - فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) - از آن جمله است، با توجّه به این واقعیّت که این زن مسلمان و مجاهدِ فی‌سبیل‌الله تنها حدود بیست سال - حالا با اختلاف روایات از هجده سال تا بیست و پنج سال - سنّشان بوده؛ زن جوان دارای این مرتبه‌ی عالی از معنویّت که در ردیف اولیا و پیامبران و مانند اینها قرار میگیرد و از سوی فرستادگان الهی "سیّدة نساءالعالمین" نام میگیرد. در کنار این مقام معنوی بُروز خصلتهای برجسته و کارکردهای مهم در زندگی شخصی این بانوی بزرگوار هرکدام یک درس است. تقوای او، عفّت و طهارت او، مجاهدت او، شوهرداری او، فرزندداری او، سیاست‌فهمی او، حضور او در مهم‌ترین عرصه‌های حیات یک انسان در آن دوره - چه در دوران نوجوانی و کودکی، چه در دوران بعد از ازدواج - هرکدام یک درس است؛ نه فقط درس است برای شما بانوان، [بلکه‌] برای همه‌ی بشریّت درس است. بنابراین این اقتران برای ما یک فرصت است؛ در زندگی فاطمه‌ی زهرا باید دقیق شد، با نگاهی نو آن زندگی را شناخت، فهمید و به معنای واقعی کلمه آن را الگو قرار داد.

 

 و امّا راجع به مسئله‌ی زن در نظام جمهوری اسلامی و در کشور ما و جامعه‌ی ما. اولا من عرض بکنم در هنگامی که به همین مناسبت غالباً بنده مواجه میشوم با بانوان مسلمان، زنان مؤمن و تحصیل‌کرده، خدا را عمیقاً شکر میکنم؛ واقعاً این یکی از بزرگ‌ترین افتخارات نظام اسلامی است که در سایه‌ی نظام اسلامی این‌همه زن فرزانه و تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و ممتاز از لحاظ فکری و عملی در جامعه‌ی ما وجود دارند؛ خیلی نعمت بزرگی است و مایه‌ی افتخار است. حالا امروز که فقط این خانم محترم صحبت کردند، لکن جلسات متعدّدی ما داشتیم که خانمها متعدّد صحبت کردند؛ هر کدام که بیاناتی را ابراز کردند، یک دریچه‌ای از نگاه نو، فکر نو به روی ذهن انسان گشوده میشد. تربیت این‌همه انسان والا، برجسته و خوش‌فکر یکی از بزرگ‌ترین افتخارات نظام اسلامی است. امروز وقتی ما نگاه میکنیم، نام زنان ما بر تارک کتابهای متعدّدی - کتابهای علمی، کتابهای پژوهشی، کتابهای تاریخی، کتابهای ادبی، کتابهای سیاسی، کتابهای هنری - گذاشته شده؛ جزو برترین نوشته‌ها و آثار مکتوب امروز نظام اسلامی - چه مقالات و چه کتابها - نوشته‌های بانوان ما است، که این واقعاً مایه‌ی افتخار است. در تاریخ ما بی‌سابقه است؛ ما دوره‌های گوناگون را دیدیم، آشنا هم بودیم با فضای فرهنگی کشور؛ ما هرگز این‌همه انسان برجسته‌ی در زمینه‌های مختلف - چه در مسائل حوزوی، چه در مسائل دانشگاهی - نداشتیم. در کنار اینها، بُروز و ظهور کاملاً برجسته‌ی هویّت و شخصیّت مستقلّ زن ایرانی، در عرصه‌ی مجاهدتها، از جمله در دفاع مقدّس و دنباله‌های آن تا امروز؛ این همه همسران شهدا، همسران جانبازان، مادران شهیدان، بازماندگان برجسته‌ی کسانی که رفتند جانشان را در راه خدا دادند و اینها با اراده‌ی محکم، عزم راسخ و با صبر، هر انسانی را در مقابل خودشان خاشع و خاضع میکنند. بنده که حقیقتاً هروقت با این زنان برجسته مواجه میشوم، در مقابل آنها احساس خضوع میکنم. بنده زیاد برخورد میکنم با مادران شهیدان، با همسران شهیدان، با همسران جانبازان: این بانوی فداکاری که یک عمر زندگی خودش را میگذارد برای مدیریّت کردن و بهبود بخشیدن به زندگی یک معلول و جانباز، برای خاطر خدا؛ این چیز کوچکی نیست، اینها به زبان آسان است. آن مادری که دو فرزند، سه فرزند، چهار فرزند را در راه خدا داده و همچنان محکم ایستاده، به ما سفارش میکند که بایستید؛ محکم باشید! انسان واقعاً در مقابل این‌همه عظمت احساس خشوع میکند. اینها واقعیّتهای زنانه‌ی جامعه‌ی ما است که بسیار افتخارآمیز و مهم است. خب بحمدالله این، آن بخش روشن و درخشان مسئله‌ی زن در کشور [است‌].

 

 و امّا مسئله‌ی زن در دنیای امروز و ازجمله در کشور ما، یکی از مسائلی است که به جهات مختلف همچنان درخور پیگیری و تأمّل و کار و فکر است. اولا نیمی از جمعیّت کشورها زنان هستند؛ چگونه میتوان به‌شکل سالمی از این امکان و استعداد عظیم به نفع هر کشوری، ازجمله کشور ما استفاده کرد؟ ثانیاً مسئله‌ی جنسیّت که یکی از حسّاس‌ترین و ظریف‌ترین مسائل آفرینش است، چگونه میتواند در خدمت تعالی انسان قرار بگیرد، نه در خدمت انحطاط بشر و انحطاط اخلاقی؟ ثالثاً به‌خاطر تفاوتهای طبیعی‌ای که بین جنس زن و جنس مرد وجود دارد، چگونه میتوان - چه در محیط اجتماعی، چه در محیط خانواده - رفتاری را نهادینه کرد و غیرقابل اجتناب کرد که به زن ظلم نشود؟ اینها مسائل خیلی مهمّی است. اگر ما همین دو سه مسئله را محور فکر و تأمّل و بحث و کار قرار بدهیم، یک مجموعه‌ی تلاش و کار مطالعاتی و تحقیقی و عملی را به دنبال خود خواهد آورد. این مسئله‌ی ظلم به زنان را کسی خیال نکند که مخصوص جوامع عقب‌افتاده یا جوامع مثلاً فرض کنید وحشی [است‌]؛ نه، در جوامع به‌اصطلاح متمدّن امروز، این ظلم به جامعه‌ی زنان اگر بیشتر از جوامع دیگر نباشد، قطعاً کمتر نیست. خب اینها مسائل مهمّی است؛ اینها باید رسیدگی بشود، به اینها باید پرداخته بشود.

 

مطالب خوبی در بیانات خانم بود؛ عمده‌ی حرفهایی که در ذهن انسان هست، ایشان در بیاناتشان ذکر کردند. ایشان گفتند که ما قبلاً گفته‌ایم در کشور یک مرکز عالی فراقوّه‌ای مورد نیاز است که راجع به این مسئله‌ی مهم بحث کند، کار کند. این مسائل، مسائل اساسی ما است؛ مسئله‌ی زن و مسئله‌ی خانواده که البتّه مسئله‌ی زن از مسئله‌ی خانواده قابل تفکیک نیست. این را هم عرض بکنیم، اگر چنانچه کسی بخواهد مسئله‌ی زن را جدای از مسئله‌ی خانواده بحث بکند، دچار اختلال در فهم و در تشخیص علاج خواهد شد؛ این دو را باید در کنار هم دید، با اینکه دو مسئله است. خب، مرکز اینچنینی لازم است که البتّه تاکنون هم تشکیل نشده؛ گفتیم ما، مطرح کردیم؛ چنین مرکز مطالعاتی و کاری که یک راهبرد صحیح و همه‌جانبه را درباره‌ی مسئله‌ی زن - ناظر به همان موضوعاتی که عرض شد و برخی موضوعات دیگر - بررسی کند و دنبال کند و اجرایی کند، نداریم؛ این مرکز باید به‌وجود بیاید و البتّه الزاماتی هم دارد.

 

 آنچه من امروز عرض میکنم به شما، دو سه نکته است: یک نکته اینکه اگر ما میخواهیم - چه در همین مرکزی که اشاره شد، چه در هر نقطه و دستگاه دیگری - درباره‌ی مسئله‌ی زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهای کلیشه‌ای فراورده‌ی غربی‌ها بکلّی خالی کنیم. غربی‌ها نسبت به مسئله‌ی زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه‌کننده و مهلک خودشان را به‌صورت سکّه‌ی رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسی هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتی وسیع آنها هوچیگری میکند، مجال حرف زدن هم به کسی نمیدهد. اگر میخواهید درباره‌ی مسئله‌ی زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسی آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربی در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بی‌اطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بی‌اطّلاعی نیستیم، بنده طرفدار آگاهی و آشنایی هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّی رد کنیم. افکار غربی‌ها، نظرات غربی‌ها، در زمینه‌ی مسئله‌ی زن مطلقا نمیتواند مایه‌ی سعادت و هدایت جامعه‌ی بشری باشد. اولا تفکّرات آنها، تفکّراتی است مبتنی بر معرفت‌شناسی مادّی و غیرالهی، که این خودش یک غلطی است. هر دستگاه علمی و فکری که بر پایه‌ی معرفت مادّی و اعتقاد مادّی باشد، طبعاً غلط است. نگاه به حقایق آفرینش را بایستی با نگاه معرفت‌شناسی الهی، با اعتقاد به‌وجود خدا، با اعتقاد به قدرت خدا و حضور الهی و ربوبیّت الهی شناخت و فهمید و دنبال کرد. پس پایه و ریشه و اساس تفکّرات غربی‌ها چون مادّی است، غلط است. این یک. دوّم اینکه در رویکرد غربی به مسئله‌ی زن - همچنان که در تاریخ انقلاب صنعتی، انسان بروشنی می‌بیند - یک نگاه کاسب‌گرانه و مادّی و اقتصادی دخالت داشته است. یعنی در اروپایی که زن حقّ مالکیّت نداشت و مایملک زن متعلّق به مرد و شوهرش بود، و حقّ تصرّف در مایملک خود نداشت یا از وقتی که دموکراسی در غرب راه افتاده بود زن حقّ رأی دادن نداشت، در یک چنین دنیایی ناگهان مسئله‌ی انقلاب صنعتی و کارخانجات و حضور مؤثّر شاغل زن در کارخانجات با خرج کمتر برای سرمایه‌دارها مطرح شد. آن‌وقت آمدند برای زن حقّ مالکیّت قائل شدند، برای اینکه بتوانند او را به کارخانه بکشانند، به او مزد کمتری بدهند، و طبعاً آمدن او به میدان اشتغال الزامات خودش را داشت و دنباله‌های خودش را تا امروز داشت. بنابراین علاوه بر اینکه نگاه به زن یک نگاه غیرالهی و مادّی است، اساساً سیاستهایی که بر اساس آنها، وضعیّت کنونی در اروپا عمدتاً و در دنیای غرب پیش آمده است، با یک نگاه کاسب‌کارانه و مادّی و اقتصادی همراه بوده.

 

 یک جهت دیگر در اینکه ما بایستی از نگاه غربی در مسئله‌ی زن پرهیز کنیم، این است: در نگاه غربی زن وسیله‌ای برای اطفای شهوت است؛ این غیر قابل کتمان است. این را اگر کسی ادّعا بکند ممکن است کسانی جنجال کنند که نه آقا این‌جور نیست؛ لیکن زندگی آنها را که انسان نگاه میکند، اساساً این نگاه حاکم است. در محیط اجتماعی هرچه زن پوشش کمتری داشته باشد، مطلوب‌تر است. در مورد مرد این حرف را نمیزنند؛ در مهمانی رسمی، مرد بایستی با لباس کامل، پاپیون زده و کت و شلوار پوشیده و احیاناً لباس رسمی وارد بشود؛ امّا خانمها در این مهمانی‌های رسمی بایستی به شکل دیگری ظاهر بشوند؛ این جز برای اینکه چشم هرزه‌ی هوس‌آلود مرد بهره‌مند بشود، هیچ فلسفه‌ی دیگری و حکمت دیگری ندارد؛ امروز در دنیای غرب این‌جوری است؛ و عملاً بزرگ‌ترین ظلمی که امروز در دنیای غرب به زنان میشود، از این قبیل است.

 

 بنده اهل بریده پیدا کردن از روزنامه‌ها نیستم، امّا دیروز، پریروز بود، یک چیزی در روزنامه دیدم؛ دیدم خیلی چیز مهمّی است؛ اینجا آوردم برای شما بخوانم. کتابی از "جیمی کارتر" رئیس جمهور پیشین آمریکا، [منتشر شده‌] به اسم "تقاضایی برای اقدام" که به موضوع نقض حقوق بشر و تجاوزات وحشتناک علیه زنان پرداخته. جیمی کارتر در این کتاب میگوید: هر ساله صدهزار دختر به‌عنوان برده در آمریکا فروخته میشود. جایی که صاحب یک روسپی‌خانه میتواند دختری را که معمولاً اهل آمریکای لاتین یا آفریقا است، با قیمتی برابر هزار دلار خریداری کند. وی همچنین به تجاوزات جنسی که در محوّطه‌های کالج‌ها رخ میدهد اشاره دارد؛ به جایی که از هر بیست‌وپنج مورد تنها یک مورد گزارش میشود. کارتر همچنین عنوان میکند که تنها یک درصد از متجاوزان جنسی در ارتش محاکمه میشود. انسان گریه‌اش میگیرد! از این قبیل در روزنامه‌ها زیاد می‌بینید، بنده هم زیاد میبینم؛ من هیچ‌وقت هم به اینها استناد نمیکنم، لکن خب اینها واقعیّتی است. جیمی کارتر هم بالاخره یک شخصیّت معروفی است و این هم کتاب او است. این چه وضعی است در دنیا؟ این چه‌جور تکریم زن است؟ نویسنده‌ی نامدار و معروف غربی، کتاب رُمان مینویسد برای شرافتمندانه نشان دادنِ شغل روسپی‌گری! که البتّه به فارسی هم ترجمه شده است. البتّه در این کتاب اشاره به این است که چگونه دلاّلان جنسی، می‌آیند از کشورهای آمریکای لاتین دخترها را با وعده و وعید و فلان برمیدارند میبرند، و میفروشند به این مراکز؛ که البتّه این مربوط به اروپا است، مربوط به آمریکا نیست. البتّه سعی میشود در این کتاب و این رُمان، که شغل روسپی‌گری یک شغل شرافتمندانه‌ای وانمود بشود. این است فرهنگ غرب نسبت به زن؛ این است احترام اینها نسبت به زن.

 

 اگر میخواهیم نگاه ما نسبت به مسئله‌ی زن، نگاه سالم و منطقی و دقیقی باشد، شرط اوّل آن این است که ذهنمان را از این حرفهایی که غربی‌ها در مورد زن میزنند - در مورد اشتغال، در مورد مدیریّت، در مورد برابری جنسی - باید بکلّی تخلیه کنیم. یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تفکّر غربی در مورد مسئله‌ی زن، همین عنوان «برابری جنسی» است. عدالت یک حق است؛ برابری گاهی حق است، گاهی باطل است؛ چرا باید انسانی را که از لحاظ ساخت طبیعی - چه از لحاظ جسمی، چه از لحاظ عاطفی - برای یک منطقه‌ی ویژه‌ای از زندگی بشر ساخته شده، از آن منطقه‌ی ویژه جدا کنیم، به منطقه‌ی ویژه‌ی دیگری که برای یک ساخت دیگر، برای یک ترکیب دیگری خدای متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایی دارد، چه دلسوزی‌ای در این هست؟ چرا باید کاری که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخاری است برای زن، که کاری را انجام بدهد که مردانه است؟ من متأسّفم که گاهی خود خانمها، خود بانوان، روی این مسئله حسّاسیّت نشان میدهند که ما با مردها چه فرقی داریم؟ خب بله، در خیلی از مسائل هیچ تفاوتی نیست. نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئله‌ی انسانیّت، سِیر مقامات معنوی، استعدادهای فراوان فکری و علمی هیچ تفاوتی نیست، امّا قالبها دو قالب است: یک قالب برای یک کار و یک صنف کار است، یک قالب برای یک کار دیگر است؛ البتّه کارهای مشترکی هم وجود دارد. [آیا] این خدمت است که ما بیاییم یکی از این دو قالب را از منطقه‌ی اختصاصی خودش بکشیم بیرون، ببریم در منطقه‌ی اختصاصی آن قالب دیگر؟ این کاری است که غربی‌ها دارند میکنند. خیلی از این کنوانسیون‌های بین‌المللی و جهانی‌شان ناظر به همین مسائل است. روی این فکر غلط، زندگی بشریّت را تباه کردند، خودشان را تباه کردند، دیگران را هم میخواهند تباه کنند. شما خانمها بحمدالله عالمید، فاضلید، برجسته‌اید؛ من احترام میکنم [به شما]. هر وقتی که در جلساتی خانمها صحبت میکنند من استفاده میکنم. در همین جایی که ما نشسته‌ایم، جلسه‌ی اندیشه‌های راهبردی بود راجع به مسئله‌ی زن و خانواده؛ چند خانم آمدند صحبت کردند، بدون تعارف حقیقتاً من استفاده کردم، بهره بردم از آن مطالبی که گفتند؛ به نظر من اگر شماها میخواهید برای مسئله‌ی اساسی زن و معضل زن و مشکلاتی که جامعه‌ی زنان در همه‌جا - از جمله در کشور ما - به آن دچارند فکر بکنید، شرط اوّل آن این است که خودتان را و ذهنتان را باید از تفکّرات غربی که یک تفکّرات کلیشه‌ای غلط متحجّر نونما - ظاهرش نو، باطنش متحجّر؛ ظاهرش دلسوزانه، باطنش خائنانه - [است‌]، خلاص کنید، نجات بدهید؛ فکر مستقلّ از تفکرات غربی بکنید.

 

 الزام دوّم اینکه به متون اسلامی مراجعه کنید. واقعاً از قرآن و از سنّت و از حدیث و از دعا و از متون اسلامی و از کلمات ائمّه و رفتار ائمّه، آن اصول و پایه‌های اصلی را اتّخاذ کنید. وحی است دیگر، وحی مال خدا است؛ خدا آفریننده‌ی من و شما است. من نمیگویم هرچه به نام دین در دهانها می‌افتد آدم قبول کند؛ نه، از همان دین صحیح، که با شیوه‌ی درستِ استنباط و به وسیله‌ی اهل و شایستگان این کار انجام میگیرد، استفاده شود؛ واقعاً از کتاب خدا، از سنّت پیغمبر، از روش ائمّه‌ی معصومین و از کلمات اینها استفاده بشود، که ما در زمینه‌ی مسائل زنان باید چه راهبردی را اتّخاذ کنیم و خطوط اساسی را از آنجا باید اتّخاذ کنیم.

 

به نظر من اینها دو کار اصلی است. یک کار سوّم هم وجود دارد و آن اینکه در احصای(۲) مسائل اصلیِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلی بپردازیم، نه به مسائل درجه‌ی دو. پرداختن به مسئله‌ی خانواده و بخصوص مسئله‌ی سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکی از مسائل اصلی است. ما چند مسئله‌ی اصلی داریم، یکی از آنها این است.

 

 نگاه کنید ببینید عوامل سَلب آرامش و سکینه‌ی روحی زن در خانواده چه چیزهایی است؟ دنبال این باشید که با قانون، با روشهای تبلیغی، با روشها و شیوه‌های گوناگون، اینها را برطرف کنید. این، اساس قضیّه است. زن در خانه مایه‌ی آرامش است؛ مایه‌ی آرامش مرد، و مایه‌ی آرامش فرزندان؛ دختر و پسر. اگر خود زن برخوردار از آرامش روانی و روحی نباشد، نمیتواند این آرامش را به خانواده بدهد. زنی که مورد تحقیر قرار بگیرد، مورد اهانت قرار بگیرد، مورد فشار کار قرار بگیرد، نمیتواند کدبانو باشد؛ نمیتواند مدیر خانواده باشد؛ درحالی‌که زن، مدیر خانواده است. این مسئله‌ی اصلی است. این یکی از آن اصلی‌ترین مسائل است، که خب در محیط زندگی ما - چه محیطهای قدیمی ما، چه محیطهای جدید ما - چندان مورد توجّه قرار نگرفته است و باید مورد توجّه قرار بگیرد.

 

 تصوّر از زن در خانه، تصوّر یک موجود درجه‌ی دویی [است‌] که موظّف به خدمتگزاری به دیگران است؛ این تصوّر بین خیلی‌ها هست - حالا بعضی‌ها به زبان می‌آورند، به‌رو می‌آورند، بعضی‌ها هم به رو نمی‌آورند، امّا در دلشان این است - این درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که اسلام بیان کرده است. من مکرّر عرض کرده‌ام این حدیث معروف را که «اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»؛(۳) قهرمان، در تعبیرات رایج عربی، به آن کارگزار میگویند؛ مثل «اَمَرَ قَهرِمانَهُ بِکَذا»؛ مثلاً فلان صاحب ملک و املاک فراوان به قهرمان خودش، یعنی آن کسی که کارگزار امور این املاک است، گفت؛ به این میگویند «قهرمان». در این حدیث میگوید: خیال نکن زن کارگزار تو داخل خانه است که باید کارهای خانه را [انجام دهد]؛ این‌جوری نیست. خب ببینید، این خودش یک فصلی است که از آن چندین فصل گشوده میشود: مسئله‌ی احترام کار زن در خانه و عدم الزام او، مجبور نبودن او، قابل خریداری شدن این کار یعنی قابل مبادله‌ی با پول؛ این است. اینها چیزهایی است که خب در اسلام هست، در فقه اسلام هست؛ همان‌طور که اشاره کردند ایشان، واقعاً فقه ما فقه مترقّی و برجسته‌ای است. یک چیزهایی از آن را بعضی میگیرند، یک چیزهایی از آن را فراموش میکنند، یک چیزهایی را هم به‌خاطر هماهنگی با این افکار هوچیگرانه‌ی غربی از این‌رو به آن‌رو میکنند؛ این را هم دیده‌ایم ما.

 

 بعضی‌ها برای اینکه غربی‌ها بدشان نیاید، بعضی از حقایق احکام اسلامی را، واضحات احکام اسلامی را عوض میکنند. قرآن میفرماید: وَ اِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِی الاَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ‌اللهِ اِن یَتَّبِعونَ اِلّا الظَّنَّ وَ اِن هُم اِلّا یَخرُصُون؛(۴) دنباله‌روِ فکر رایج در دنیای جهل و خرافه نباید بود؛ فکر اسلامی را باید پیدا کرد، دنبال آن باید رفت، ولو حالا یک عدّه‌ای بد بگویند. این هم یک مسئله است؛ بنابراین مسئله‌ی اصلی را باید پیدا کرد. به نظر من مسئله‌ی اصلی، یعنی یکی از مسائل اصلی، مسئله‌ی خانه و خانواده است: امنیّت زن در محیط خانواده؛ فرصت زن در محیط خانواده و خانه‌داری برای بُروز استعدادها؛ [چیزی‌] مانع درس خواندن او، مانع مطالعه کردن او، مانع فهمیدن او، مانع نوشتن او نشود - [برای] کسی که اهل این چیزها است - میدان برای این کارها فراهم باشد؛ این اساس قضیّه است.

 

 مسئله‌ی اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلی نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتی ندارم، مادامی‌که با آن مسائل اصلی معارضه و تنافی پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است. یکی از کارهایی که در این زمینه‌ی سوّم که عرض کردیم باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلی که متناسب با این خصوصیّت زن است چیست. بعضی از مشاغل هست متناسب با ساخت زن نیست، خب اینها را دنبال نکنند. یکی از کارها این است که آن تحصیلاتی را که به آن مشاغل منتهی میشود، بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند اینها که باز بعضی‌ها جنجال میکنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همه‌جا بد نیست. تبعیض آنجایی که ضدّ عدالت باشد بد است. والّا فرض کنید وقتی‌که شما در یک تیم فوتبال، یکی را میگذارید مهاجم، یکی را میگذارید مدافع، یکی را میگذارید دروازه‌بان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن کسی که باید در خط دفاع واایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن کسی که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازه‌بان که بلد نیست این کار را، خب تیم میبازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکی را اینجا میگذارند، یکی را آنجا میگذارند، یکی را آنجا میگمارند. [پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسی برای بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور این‌جوری شرکت کردی، و این‌جوری نمره آوردی، حتماً باید بروی فلان درس را بخوانی، که این درس نه با طبیعت زنانه‌ی او سازگار است، نه با اهداف عالی او سازگار است، نه شغلی که به دنبال این درس به او داده میشود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینه‌ی اشتغال زنان باید در نظر گرفت. و خلاصه این را که زن نتواند همه‌ی مشاغلی را که مرد به عهده میگیرد به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزی بد است که متناسب با طبیعت الهی [نباشد]. این، آن عرایض ما است که البتّه حالا چیزهای دیگری هم یادداشت کردیم، که به نظر من همین اندازه کافی است.

 

 مسئله‌ی زنان، مسئله‌ی مهمّی است؛ بهترین کسانی هم که این مسئله را میتوانند دنبال کنند و حل کنند خود خانمها هستند. و خانم تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و بااستعداد و خوش‌قلم و خوش‌قریحه کم نداریم؛ امروز در کشور ما بحمدالله خیلی زیاد است. عرض کردم؛ هیچ‌وقت در تاریخ کشور ما این‌همه زن تحصیل‌کرده و فرزانه و برجسته ما نداشتیم؛ نه در محیطهای حوزوی، نه در محیطهای دانشگاهی. این‌همه نویسنده‌ی زن، این‌همه شاعر زن، این‌همه محقّق زن، پژوهشگر زن، در رشته‌های مختلف نداشتیم؛ خوشبختانه امروز به برکت نظام اسلامی [داریم‌]. اینها به برکت اسلام است، به برکت جمهوری اسلامی است، به برکت همان نگاه روشن امام به مسئله‌ی زن است، که اشاره کردند.(۵) هیچ‌وقت ما چنین وضعیّتی را در کشورمان نداشتیم. باید خدا را شکر کنیم و از توفیقات او سپاسگزاری کنیم و از او افزایش این توفیق را بخواهیم و شکر این توفیق را بکنیم؛ شکرش هم همین است که عرض کردم: نگاه به رهنمود الهی و سلب نگاه از رهنمودهای مادّی که امروز متصدّی و مباشر آن هم غربی‌ها و آمریکایی‌هایند که خیلی هم پررویند، خیلی هم طلبگارند، خیلی هم هوچی هستند، و اگر کسی بر خلافشان حرف بزند، هجوم تبلیغاتی هم میکنند، [امّا] نباید اعتنا کرد؛ باید انشاءالله پیش بروید.

 

والسّلام علیکم ورحمةالله و برکاته‌

 

 

 

۱) خانم شهیندخت مولاوردی (معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده)

 

۲) شمردن.

 

۳) نهج‌البلاغه، نامه‌ی‌۳۱

 

۴) سوره‌ی انعام، آیه‌ی ۱۱۶

 

۵) خانم مولاوردی‌


یکی از دانشجویان دوره دکتری ، مقاله مطلوبی ارائه داده که عینا می آوریم : 

درآمد

از نظر تاریخ روشن است که زن قبل از اسلام در محرومیت فراوان بود و از جایگاه مناسب اجتماعی برخوردار نبود؛ اما اسلام با ندای آسمانی خود تحول بزرگی ایجاد کرد؛ اولا از نظر شخصیتی، زن را برابر مرد قرار داد و ایمان و عقاید و افکار او را محترم شمرد. ثانیاً حقوق اجتماعی زیادی که قبل از اسلام وجود نداشت برای او قرار داد البته اگر هم در بعضی موارد بین او و مرد تفاوت گذاشته به جهت اقتضائات روحی و جسمی زن بوده است و لذا زن در سایه این تعلیمات در میان مسلمین موقعیت اجتماعی مناسبی پیدا کرد.

زن از منظر مقام معظم رهبری

نگاه اسلام، و به تبع آن، مقام معظم رهبری به زن، نگاهی جامع است که هم ارزش های الهی و هم منطق انسانی، در آن لحاظ شده است. در نظام مقدس انقلاب اسلامی، جایگاه زن به حدی است که یک روز را به پاس قدردانی از جنس مؤنث به وی اختصاص داده اند. نگاه رهبری به زن در روز زن به این صورت است.« روز زن، یعنی نگاه درست و مبتنی بر منطق به زنان، که نیمی از جمعیت بشر را تشکیل می‏دهند؛»

 

معظم له، زن را از سه دیدگاه مورد بررسی قرار داده است:

 

دیدگاه اول: زن، عنصر تکاملی جامعه و بشر:

نقش زن به عنوان انسانی در راه تکامل معنوی و نفسانی است که در این دیدگاه، زن و مرد با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند. در تاریخ، زنان بزرگ و برجسته‏ای حضور داشته‏اند؛ همچنان که مردان بزرگ و برجسته‏ای بوده‏اند. در قرآن، وقتی خدای متعال می‏خواهد برای مؤمنین مثال بزند، از زن مثال می‏زند؛ «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» . زن به عنوان عنصر مؤمن برجسته‏ای که نظیر او در میان انسان‏های آن روز نبود یا کمیاب بود، حضور دارد.

 

مقام معظم رهبری معتقد است: «آن هم نیمی که اگر نگاه کاوشگر انسان بخواهد نقش آن را با نقش‏های دیگر مقایسه کند، خواهد دید که نقش این نیم، حساس‏ترین، ظریف‏ترین، ماندگارترین و مؤثرترین نقش‏ها در حرکت تاریخ انسان و در سیر بشریت به سوی کمال است. خدا زن را این‏گونه آفریده. اگر بنای آفرینش انسان و جهان را به دو بخشِ کارهای ظریف و ریزه‏کاری و بخشِ کارهای مستحکم - و به تعبیر سازندگان بناها، سفتکاری - بگذاریم، بخش اول که ظریف‏کاری‏ها و ریزه‏کاری‏ها و رشته رشته پروردن احساسات و عواطف بشر است، در اختیار زن است. گناه بزرگ تمدن مادی، تضعیف و گاهی به فراموشی سپردن این نقش است».

 

استظهار جمال و زیبایی نسبی برخی موجودات نسبت‏به بعضی دیگر نیز از بررسی چند مورد به دست می‏آید، یکی آیه: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» یعنی ما آنچه را که روی زمین قرار دارد از مناظر طبیعی به عنوان زینت زمین قرار داده و کره زمین را به آن مزین نمودیم. و دیگری آیه، «إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ‏» یعنی ما فضای بالا را با ستاره‏های روشن زینت دادیم. از این آیات زینت و جمال نسبی موجودات مادی نسبت‏به یکدیگر معلوم می‏شود. و زن مظهر جمال خداست. او موجودی لطیف و زیباست که می‏تواند همچون مردان به تمام کمالات و مقامات معنوی نائل آید و این به آن معنا نیست که همچون مردان به میدان جنگ و کارزار رود بلکه خداوند زن و مرد را مکمل و کامل کننده یکدیگر آفریده است.

 

دیدگاه دوم: زن عنصر همراهی در جوامع:

از نظر اسلام، میدان فعالیت و تلاش علمی، اقتصادی و سیاسی برای زنان، کاملاً باز است. ازطرفی مقرّرات ضروری برای حمایت از حضور زنان در جامعه و در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی وجود دارد که خود به دو دسته است:

 

الف) نخست قوانینی که در بعد مادی از زن حمایت می کند؛ مثل تعیین میزان ساعات کار، میزان ساعات مرخصی، مرخصی زایمان، ویژگی های محل کار، نوع کار و تعیین زمان بازنشستگی. معمولا مقرّراتی که در کشورهای غربی به هدف حمایت از زنان وضع می شود از این دسته است. فمینیست ها و کسانی که سنگ حمایت از زنان را به سینه زده و خواستار رسیدگی به وضعیت زنان و بهینه سازی آن هستند، فقط به همین بعد از زندگی زن توجه کرده و به دنبال وضع مقرّراتی هستند که رفاه بهتر و لذت دنیوی بیشتری برای زنان به دنبال داشته باشد.

 

ب) دوم مقرّراتی که علاوه بر بعد مادی، بعد معنوی و سعادت ابدی زن را نیز لحاظ کرده و از شخصیت و هویّت واقعی او حمایت می کند؛ مانند مقرّرات مربوط به اطاعت زن از شوهر، ولایت پدر بر دختر، تعیین پوشش برای حضور در اجتماع، آداب راه رفتن زن، چگونگی ارتباط با مردان نامحرم و حمایت از حضور زن در عرصه اجتماعی و صحنه های کار و تلاش اقتصادی. وضع مقرّراتی از قسم اول گرچه لازم است ولی کافی نیست. اخلاق، معنویت و سعادت ابدی، مهم ترین بعد زندگی زن است که مورد غفلت قانون گذاران واقع شده. بر خلاف مقرّرات نوع اول، که انسان ها به طور طبیعی در اندیشه وضع آن هستند و مدافعان حقوق زن از آن سخن می رانند و در محافل قانونی، به تصویب می رسانند قوانین دسته دوم، خواه به سبب جهل و نادانی یا به اغراض و اهداف دیگر، مورد بی توجهی و بی مهری سازمان های بین المللی و مدافعان حقوق زن واقع شده است، بلکه دنیای مادیگرای غرب با این گونه قوانین موجود در کشورهای اسلامی مخالفت می ورزد و حتی برخی از آنها مثل استفاده از پوشش را ممنوع می کند.

 

رهبری معتقد است،اگر کسی با استناد به بینش اسلامی بخواهد زن را از کار علمی محروم کند، از تلاش اقتصادی باز دارد یا از تلاش سیاسی و اجتماعی بی‏نصیب سازد، به خلاف حکم خدا عمل کرده است. زنان به قدری که توان جسمی و نیازها و ضرورت‏هایشان اجازه می‏دهد می‏تواند در فعالیت‏ها شرکت کنند. ایشان می فرمایند: «زن هر چه می‏توانند، تلاش اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کند، شرع مقدس، مانع نیست؛ البته چون از لحاظ جسمانی، ظریف‏تر از مرد است، لذا ضرورت‏هایی دارد. تحمیل کار سنگین بر زن، ظلم به زن است؛ اسلام این را توصیه نمی‏کند؛ چنان که منع هم نمی‏کند. البته از امام علی بن ابی‏طالب (علیه‏السلام) نقل است که فرمود: «زن گل است؛ قهرمان نیست» . «قهرمان» یعنی پیشکار و خدمت‏گذار آبرومند؛ خطاب به مردان می‏گوید زنان در خانه‏های شما مثل گلی لطیفند که باید نسبت به آنها با کمال ظرافت و دقت رفتار کنید. زن، پیشکار و خدمت‏گذار شما نیست که خیال می‏کنید کارهای سنگین را باید به او محول کرد. این، مسئله مهمی است.

 

از دیدگاه رهبری نظر اسلام، نظری میانه است؛ یعنی «زن اگر فرصت و فراغت داشته باشد، بچه‏داری مانع او نگردد، شوق و علاقه و نیرو و توان جسمانی داشته باشد و بخواهد وارد فعالیت‏های اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی شود، مانعی ندارد؛ اما این که او را مجبور کنند و بگویند باید حتماً شغلی بپذیری، روزی فلان قدر کار کنی تا با درآمد آن بتوانی در تأمین هزینه خانوار، سهمی به عهده بگیری، نه. این را اسلام از زن نخواسته است؛ این را هم یک نوع تحمیل بر زن به حساب می‏آورد».

 

بنابراین دیدگاه رهبری در باب فعالیت های اجتماعی زن را می توان درموارد ذیل برشمرد.

 

1. عدم تحمیل اجبار:

نظر اسلام این است که در میدان فعالیت علمی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، نباید بر زن تحمیل و اجبار کرد؛ چنان که به سد کردن راه او هم نباید پرداخت. اگر خانم‏ها می‏خواهند وارد فعالیت‏های اجتماعی و سیاسی شوند، مانعی نیست؛ البته فعالیت علمی، خیلی خوب است و بر سایر فعالیت‏ها ترجیح دارد.

 

2. تحصیل و آموختن:

خانواده ها اجازه دهند دخترهایشان درس بخوانند. مبادا پدر و مادری، از روی تعصب دینی، خیال کنند که باید جلوی دختر را بگیرند تا تحصیلات عالیه نکند؛ نه، دین چنین چیزی نگفته است. دین، برای تحصیل علم، میان دختر و پسر فرقی نمی‏گذارد. اگر پسر شما مشغول تحصیلات عالیه است، بگذارید دخترتان هم به تحصیلات عالیه بپردازد. بگذارید دختران جوان ما درس بخوانند؛ علم بیاموزند؛ آگاهی پیدا کنند؛ به شأن خودشان واقف شوند و قدر خود را بدانند تا بفهمند که تبلیغات استکبار جهانی در خصوص زن، چقدر بی‏پایه و اساس و پوچ است. در سایه سواد، می‏شود اینها را فهمید.

 

3. پاکدامنی وتحصیل:

امروز متدین‏ترین، انقلابی‏ترین، پاک‏ترین و باایمان‏ترین دختران و زنان جوان ما در میان قشرهای تحصیل‏کرده هستند.

 

4. دوری از تجمل گرایی و عدم معرفت:

کسانی که اهل تجمل و چسبیدن به زر و زیورآلات هستند و یا کورکورانه و چشم بسته می‏خواهند از الگوهای غربی در لباس و پوشاک و وضع زندگی، تقلید کنند، غالباً از سواد و معلومات و معرفت کافی بهره ندارند.

 

5. کنترل رفتار و همراهی با حقیقت:

کسی که معلومات داشته باشد، می‏تواند رفتار خود را کنترل کند و آن را با هر چه حق و حقیقت و خوب است تطبیق دهد. بنابراین در میدان علمی همه راه‏های فعالیت، باید برای زنان باز باشد. دختران، حتی در روستاها هم درس بخوانند. توصیه من به پدران و مادران این است که بگذارند دختر بچه‏هایشان به مدرسه بروند و سواد بیاموزند. اگر آنها استعداد دارند و مایلند پس از طی مراحل ابتدایی به تحصیلات عالیه و دانشگاهی بپردازند، ممانعت نکنید؛ بگذارید در جامعه اسلامی ما، آنها جزو انسان‏های باسواد و دارای معلومات شوند.

 

دیدگاه سوم: زن عنصری درصورت و سیرت مادری:

رهبری معتقد است، نقش زن در جامعه نقش مادری است. «هرجا سخن از تضعیف خانواده است، نقش این بخشِ مهم نادیده گرفته شده. هرجا سخن از بی‏اعتنایی به هنر مادری و هنر تربیت فرزند در آغوش پر مهر و محبت مادر است، این نقش نادیده گرفته شده. دنیای غرب این جرم بزرگ را دارد که این نقش را تضعیف کرده و در مواردی نادیده گرفته است. بخشی از بزرگی این گناه به این مربوط است که این حرکت فاجعه‏آمیز را با نام «حمایت از زن» انجام می‏دهد؛ در حالی‏که این حمایت از زن نیست؛ این خیانت به زن و خیانت به انسان است.»

 

مقام معظم رهبری، زندگی دنیا و آخرت و هرچه در آن است همه را تحت تاثیر مادران می داند: «همه تحت تأثیر مادران هستند. آن که بهشتی می‏شود، پایة بهشتی شدنش از مادر است؛ که «الجنة تحت اقدام الأمهات» . البته نقش زن به عنوان همسر هم داستان بسیار طولانی دیگری است. دنیایی که زن را از داخل خانواده جدا می‏کند و با وعده‏های توهم‏ آمیز بیرون می‏کشد و او را در مقابل نگاه و حرکت هرزة جامعه، بی‏پناه و بی‏دفاع می‏کند و میدان را برای تعرض به حقوق او باز می‏کند، هم زن را تضعیف می‏کند، هم خانواده را نابود و هم نسل‏های آینده را به خطر می‏اندازد. هر تمدن و فرهنگی که این منطق را داشته باشد، دارد فاجعه ایجاد می‏کند؛ »

 

بنابراین تنها دینی که به جایگاه زن اهمیت وافر داده اسلام است «اسلام به معنای واقعی زن را تکریم کرده است. اگر روی نقش مادر و حرمت او در درون خانواده تکیه می‏کند، یا روی نقش زن و تأثیر و حقوق و وظایف و محدودیت‏های او در داخل خانواده تکیه می‏کند، به‏هیچ‏وجه به معنای این نیست که زن را از شرکت در مسائل اجتماعی و دخالت در مبارزات و فعالیت‏های عمومی مردم منع کند.»

 

رهبری از طرفی معتقد است، از وظایف جامعه وخانواده درباب زنان این است:

 

الف. عدم تحمیل اجبار:

« در اسلام به مرد اجازه داده نشده است که به زن زور بگوید و امری را بر او تحمیل کند. برای مرد در خانواده، حقوق محدودی قرار داده شده است که از روی کمال مصلحت و حکمت است. این حقوق، برای هر کس گفته و تشریح شود، مورد تصدیق قرار خواهد گرفت. همچنین برای زن در خانواده، حقوقی معین شده است که آن هم از روی مصلحت است»

 

ب.ایجاد تعادل در حقوق زن:

«مرد و زن هر کدام طبیعت، اخلاق، روحیات و غرایزی دارند که ویژه خودشان است. آنها اگر از خُلقیات ویژه خود به طور صحیح استفاده کنند در خانواده، زوجی کامل، هماهنگ و مساعد تشکیل می‏دهند. اگر مرد زیاده‏ روی کرد، تعادل به هم می‏خورد. زن هم اگر زیاده‏ روی کرد، تعادل به هم می‏خورد. اسلام در داخل خانواده، دو جنس زن و مرد را مانند دو لنگه یک در، دو چشم در چهره انسان، دو سنگرنشین در جبهه نبرد زندگی و دو کاسب شریک در یک مغازه قرار داده است. هر کدام از این دو، طبیعت، خصوصیات و خصلت‏هایی هم در جسم و روح و فکر و هم در غرایز و عواطف دارند که ویژه خودشان است. این دو جنس، اگر با همان حدود و موازینی که اسلام معین کرده است در کنار هم زندگی کنند، خانواده‏ای ماندگار، مهربان، بابرکت و پرفایده خواهند داشت».

 

ج. رنجاندن زنان مساوی است با متلاشی شدن خانواده:

«امروز در دنیای غرب، خانواده بنیان بسیار سستی دارد. خانواده‏ها - به خصوص زنان - از جدایی و متلاشی شدن رنج می‏برند. اگر خانواده‏ای - خدای ناکرده - متلاشی شود، هم مرد و هم زن، سرگردان و آواره و ناراحت می‏شوند و رنج می‏بینند؛ اما در این میان، زن بیشتر رنج می‏بیند. امروز در دنیای غرب، زنان دچار این رنجند؛ چون خانواده‏ها به آسانی به هم می‏خورند؛ متلاشی می‏شوند و از بین می‏روند. گاهی خود زنان، اقدام به فروپاشی کانون خانواده می‏کنند؛ اما خود آنها هم، چوبش را بیشتر می‏خورند».

 

د‍. زن مسئول تعادل میان وظیفه و پاداش است:

یکی دیگر از مسئولیت های زن، عمل به وظایف خود است. ایشان درباب زن می فرمایند: «عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها و هوس هوسرانان را به خودش جلب کند؛ این افتخاری برای زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند؛ این را با عزت مؤمنانه و با احساس تکلیف و وظیفه بیامیزد»

 

بنابراین رهبری معتقد است که اسلام از همان ابتدا نردبان ترقی برای صعود ملکوتی زن را به همراه داشته است،تا آنجا که بهشت را زیر پای خود می بیند. کرامتی که به زن در اسلام بخشیده شده است نه در قالب آرزو و خیال، بلکه واقعیتی است که اگر صفحات تاریخ اسلام را از همان ابتدا تا به امروز ورق بزنیم با نمونه ها و واقعیت های بی شماری از شخصیت بزرگداشته شدة زن در اسلام برخورد می کنیم. در هرجا خداوند از انسان صحبت می کند با واژه هایی چون «ناس»، «بنی آدم» و «انسان» او را مورد خطاب قرار می دهد که این اصطلاحات در قرآن 309 بار تکرار شده اند. اینها واژه های عامی هستند که هیچ کدام از آنها به جنسیت خاصی اشاره ای ندارند ومعیار برتری را برای هر دو جنس در تقوا و پرهیزکاری می داند. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» .


پی نوشت ها:

*. دانشجوی دکتری و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان.

 

1. بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385

 

2. بیانات در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 28/6/75.

 

3. تحریم/ 17.

 

4. بیانات در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 28/6/75.

 

5. بیانات به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385

 

6. کهف / 7.

 

7. صافات / 6.

 

8. زن در آینه جلال و جمال؛ آیت الله جوادی آملی، ص 31 تا 32.

 

9. بیانات در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 28/6/75.

 

10. نهج البلاغه، نامه 31.

 

11. بیانات در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 28/6/75.

 

12. همان

 

13. همان

 

14. همان

 

15.همان

 

16. همان

 

17. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 180، ح4، باب استحباب الزیادة فی برّالام.

 

18. بیانات به مناسبت تولد حضرت زهرا(س)،8/5/1385.

 

19.همان

 

20. همان

 

21. همان

 

22.همان

 

23. همان.

 

24. حجرات/13.

۴ ۳
ashkan ershadi
حسانه ..
سلام
ممنون از راهمنایی تون بنده منظور نوشتن نبود که چون بنده قرار بابت این نوشتن نمره بگیرم ..شرعا درست نیست ولی قالب خوبی دستم اومد
بعد از نوشتن در وبلاگم قرار میدم ان شالله

پاسخ ashkan ershadi :
سلام 


آخه نمیشه بدون نوشتن بره جلو. حالا خود دانی. خواهش می کنم یعنی ادامه ندهم ؟ 

خوب پس حرف آخر را خودت بنویس. ببین نتیجه گیری نکن چون در مقدمه گفتم که کار ما نیست ولی ماحصل آنچه که بدست آوردیم یا آموختیم را بنویس. 

الان بدردت خورد اصلا ؟ 

حسانه ..

سلام 

 

بله خوب ولی با این اوصاف بایستی موضوع عوض کنم

 

این مورد یه مقدار سخت میشه

 

خودتون هر طور صلاح میدونید می توانیدبنویسد و به اسم خودتون ثبت کنید خصوصا در این مورد کار به اون صورت انجام نشده

خودت کرده تدبیر 

گفتم از شما کمک نگریم .

گفتم خوب اطلاعات تون زیاد هست 

پاسخ ashkan ershadi :


سلام 
برو بابا 

آدم را مسخره می کنی! هندوانه میگذاری زیر بغل بنده! 

مگر مردم مسخره دست شما بظاهر مسلمانند. تظاهر بگذار کنار. توهین و سرکاری بودن بیشتر ازین کاری کردی!! بنده حرامم چون خانم ماشاءالله حلاله! 
ارشدت هم حتما سهمیه هست. 

مثل بلد نیستی نزن : بنده بزرگوارانه آنهمه نوشتم. گویا اصلا ندیدید که هیچ می پندارید. 

تازه بدوران رسیده که خلق ساکتی را نا آرام می کنی. 

حلالی در کار نیست اگر خیلی اهمیت میدهی! متاسفم برات. 

واقعا فکر می کنی با ادا اطفار مسلمان شیعیانی می شوی! عمل کن نه حرف! 

مگه دفتر مقام ، نشسته تا من مقاله ارائه بدهم ؟ این مقاله را من بدرخواست شما نوشتم! ارائه را شما باید بدهید! همچنین بنده نه انتظاری داشتم نه چیزی! اگر نام من داخل مقاله هست مثاله! باید نام خود جایگزین کنید. 

دیگر کلهم به هیچ کس مشورت نمی دهم.

شما که مرا قبول ندارید پس چرا می آیید می پرسید و سپس کپی-پیس را برداشته و بعد چرند می گویید. 

این دفعه هم شد تجربه ، ولی بیشتر حماقته! 

برو.

حسانه ..

سلام بنده جز از راهنمایی تون چیزی استفاده نکردم احیانا حق الزحمه میخواهید شماره کارت بدهید تا خدمت تون واریز کنم ولی بنده کلا موضوع عوض کردم .لطفا در نظر خصوصی  شمارت کارت و مبلغ بفرمایید

پاسخ ashkan ershadi :
تو محتاج پول نباش ، نیازی نیست به من متلک بگی.


کی پول درخواست کرده ؟ اینهم توهینی دیگر! این تفکرات و قضاوتهای شما حرام نیست.

بگذار جیبت ، کم نیاری. هرچند احتمالا آخوری داری. چقدر ماهیانه حقوق مفت میگیری که مرا برای بزرگواری و کمکم خرد کنی ؟ 
پول بخوره فرق سرت.

پول مثل مدرکت بی ارزشه.

من آنقدر مناعت طبع دارم با قناعت! که اصلا به پول تو اهمیت ندهم. پولهای حال و آینده ات حرام زندگیت. 

حرف دهانت را هم مزه مزه بکن ، بعد بزن. حرف دهانت بفهم. 

متاسفم که تخم نفاق می افکنی. 

حسانه ..

سلام 

الحمدالله بیان سندداره 

بنده اگر کپی کرده باشم.

مهم نیست 

بنده دستم داغ می کنم از بعضی افراد راهنمایی بخواهم 

موفق باشید یا حق 

 

پاسخ ashkan ershadi :

سلام 
خوشا آن باغی که شغالش کند قهر! 

هیچ میدانی با این کارت ، بقیه را هم محروم کردی؟ به آبروی من لطمه زدی! اگر مشورت بود پس چرا گفتی بنویس. 

کدام سند ؟ بیان که همه‌چیزش لنگ می زند. هزاران راه برای کپی هست. 

کار خوبی نکردی ، دلم شکستی ، ناراحتم کردی ، غرورم و ذوق نوشتنم هدر رفت. واقعا به این چیزها فکر میکنی ؟ فکر نکنم. 

موفق باشی 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نویسندگان
تمامی حقوق برای اش محفوظ میباشد
قدرت گرفته با افتخار از بلاگ بیان